افغانستان در دوره‌های مختلف جشنواره برلین
18. فوریه 2026

افغانستان در دوره‌های مختلف جشنواره برلین

فیلم جدید شهربانو سادات، فیلمساز افغان مقیم آلمان، چند روز پیش به‌عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره برلین (برلیناله) به نمایش درآمد و تحسین منتقدان و سینماگران را برانگیخت. این نخستین بار است که اثری از یک فیلمساز افغان به‌عنوان فیلم افتتاحیه برلیناله و به‌طور کلی یکی از جشنواره‌های رده‌الف (درجه‌یک) دنیا انتخاب می‌شود؛ آن هم در حالی که سینمای افغانستان پیش از این حضور پررنگی در جشنواره برلین نداشته و تنها تعداد انگشت‌شماری فیلم از این کشور در این رویداد بزرگ اکران شده است.

در نقطه مقابل، سینمای ایران همواره جایگاه ویژه‌ای در این جشنواره داشته و برلیناله به سکوی پرتاب بسیاری از سینماگران سرشناس ایرانی بدل شده است. از سوی دیگر، شناسایی و معرفی استعدادهای نوظهور بخشی از رویکرد و شهرت این فستیوال به شمار می‌رود؛ چنان‌که فیلمسازان برجسته‌ای همچون اصغر فرهادی، محمد رسول‌اف و مانی حقیقی از مسیر این جشنواره به جهانیان معرفی شدند.

با این حال تعدادی فیلم از سینمای افغانستان در این جشنواره حضور داشتند که در پایین به آنها می‌پردازیم.

© Sophie Davin/Les Films du Tambour, Chapter 2

بانوی رود نیل: مرثیه‌ای برای معصومیت در قلب رواندا

فیلم «بانوی رود نیل» (Notre-Dame du Nil) محصول سال ۲۰۱۹، درامی تکان‌دهنده است که وقایع سال ۱۹۷۳ را در یک مدرسه شبانه‌روزی کاتولیک در بلندی‌های رواندا روایت می‌کند. در این آموزشگاه، دختران نخبگان سیاسی و نظامی از اقوام هوتو و توتسی در کنار هم آموزش می‌بینند؛ اما فضای آرام مدرسه به‌تدریج به آینه‌ای از شکاف‌های عمیق اجتماعی و میراث ویرانگر نظم استعمار تبدیل می‌شود.

با وجود اینکه داستان این فیلم در آفریقا می‌گذرد، کارگردانی آن بر عهده عتیق رحیمی، هنرمند برجسته افغان-فرانسوی است که جایگاهی نمادین در ادبیات و سینمای معاصر افغانستان دارد. رحیمی با استفاده از تصاویر نمادین، ریشه‌های خشونت و نسل‌کشی سال ۱۹۹۴ رواندا را واکاوی می‌کند. این اثر نشان‌دهنده نگاه جهان‌شمول این کارگردان افغان به مفاهیم رنج، تبعیض و معصومیتِ از دست رفته است که فراتر از مرزهای جغرافیایی، فجایع انسانی را به تصویر می‌کشد.

مسافر نیمه‌شب: روایت موبایلی از گریز و بقا

مستند «مسافر نیمه‌شب» (Midnight Traveler) محصول ۲۰۱۹، روایتی تکان‌دهنده از سفر پرمخاطره حسن فضلی، کارگردان افغان، و خانواده‌اش به سوی اروپا است. پس از تهدید به مرگ از سوی طالبان در سال ۲۰۱۵، فضلی به همراه همسر فیلم‌سازش، فاطمه حسینی، و دو دختر خردسالشان مجبور به ترک وطن می‌شوند. این خانواده در طول مسیر چندین ساله خود در جاده‌های بالکان، تمام لحظات دشوار، آوارگی در کمپ‌ها و بیم و امیدهایشان را تنها با استفاده از گوشی‌های تلفن همراه مستند کرده‌اند.

این اثر ۸۷ دقیقه‌ای، فراتر از یک گزارش خبری، به چالش‌های اخلاقی فیلم‌سازی در اوج بحران می‌پردازد؛ جایی که مرز میان ثبت حقیقت و تلاش برای بقا کمرنگ می‌شود. حسن فضلی و املی مهدویان (نویسنده)، پرتره‌ای انسانی از خانواده‌ای ترسیم می‌کنند که با وجود سختی‌ها، کرامت خود را حفظ کرده و برای آینده‌ای بهتر می‌جنگند. این فیلم که با همکاری مشترک چندین کشور ساخته شده، گواهی بر قدرت مستندسازی به عنوان ابزاری برای حفظ روحیه در برابر ناملایمات است.

چهار فیلم به عنوان یک پکیج از سینمای افغانستان در بخش فورم در سال ۲۰۱۹ 

 

فیلم «بابا»

فیلم «بابا» (Baba) محصول سال ۱۹۸۹ افغانستان، اثری است که با الهام از طرح «مصالحه ملی» دکتر نجیب‌الله، رئیس‌جمهور وقت، ساخته شده است. این درام اجتماعی به کارگردانی جوانشیر حیدری ، روایتگر تنش و درگیری میان دو روستای کوچک است که به دلیل یک قتل، نقشه‌ی انتقام و دسیسه‌های ناجوانمردانه یک جاسوس، درگیر جنگ شده‌اند.

در اوج ناامیدی، این دو روستا سرانجام با تدبیر پیرمردی خردمند به نام «بابا» به صلح می‌رسند. شخصیت بابا که در تمام مدت نزاع در غاری گوشه‌نشینی کرده بود، بر اساس شخصیتی واقعی به نام بابا فیروز خلق شده است؛ زاهدی که گفته می‌شود ۱۲۷ سال در غارهای «گلداره» در میان حیوانات اهلی زندگی کرد. این فیلم صد دقیقه‌ای با زبان دری، نمادی از تلاش برای پایان بخشیدن به نزاع‌های داخلی از طریق خرد و میانجی‌گری است.

حماسه عشق: رومئو و ژولیت در میدان بزکشی

فیلم «حماسه عشق» (Hamas-e eshq) محصول سال ۱۹۸۹، یکی از محبوب‌ترین آثار تاریخ سینمای افغانستان است که همچنان هر سال در ایام عید از تلویزیون پخش می‌شود. این اثر حماسی به کارگردانی لطیف احمدی، روایتگر نزاع خانوادگی میان دو نسل از سلسله‌های قدرتمند بزکشی است. در میان این رقابت خونین، دو عاشق جوان (شریف و مزاری) تلاش می‌کنند برخلاف سنت‌های خانوادگی فرار کنند، اما سرانجام قربانی این دشمنی دیرینه می‌شوند.

این فیلم که در مزار شریف فیلمبرداری شده، به دلیل نمایش لاله های سرخ بهاری شهرت دارد؛ تا جایی که گروه تولید برای بازسازی یک صحنه، یک سال منتظر گل‌دهی دوباره دشت‌ها ماندند. موسیقی فیلم نیز ترکیبی هنرمندانه از رباب، تنبک و سازهای الکترونیک است. لطیف احمدی، کارگردان پرکار افغان، با این فیلم توانست تراژدی کلاسیک را در بستری کاملاً بومی و سنتی به تصویر بکشد.

خانه تاریخ: مرثیه‌ای برای کابل و تمدن زخمی

فیلم کوتاه و جستارگونه «خانه تاریخ» (Khan-e tarikh)، به کارگردانی قادر طاهری، اثری مستند و تکان‌دهنده از دوران سیاه جنگ‌های داخلی افغانستان است. این فیلم ۲۰ دقیقه‌ای که در سال ۱۹۹۶ ساخته شده، از راش‌های تدوین‌نشده‌ی هشت فیلم‌بردار «افغان‌فیلم» در بازه زمانی ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ گردآوری شده است.

طاهری در این اثر، مستندنگاری عریان از ویرانی شهر کابل را با روایتی شاعرانه پیوند می‌زند. نقطه ثقل این فیلم، نمایش تخریب موزه باستان‌شناسی کابل است؛ فاجعه‌ای که به عنوان نمادی از بت‌شکنی و نابودی هویت فرهنگی در آن دوران به تصویر کشیده می‌شود. این فیلم که تنها تجربه کارگردانی طاهری (فیلم‌بردار باسابقه خبری) محسوب می‌شود، سندی سیاه و سفید و تاریخی از فروپاشی یک شهر و میراث آن است که توسط «آرشیو ملی افغانستان» بازسازی دیجیتال شده است.

آنچه ناتمام گذاشتیم: واکاوی سینمای گمشده افغان

مستند «آنچه ناتمام گذاشتیم» (What We Left Unfinished) به کارگردانی مریم غنی، به بررسی سرنوشت پنج فیلم ناتمام می‌پردازد که در فاصله سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲ و در دوران حکومت‌های کمونیستی در افغانستان ساخته شده‌اند. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی بازیابی شده و گفتگو با هنرمندان، تلاش سینماگران برای خلق هنر در میان سانسور  و خطرات جانی را به تصویر می‌کشد.

مریم غنی با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه مرز میان واقعیت و پروپاگاندا در این فیلم‌ها کمرنگ شده و سینما به ابزاری برای نمایش رویاها و ترس‌های دولت بدل گشته بود. سازنده این اثر، مریم غنی، هنرمند و نویسنده متولد نیویورک است که در رشته‌های ادبیات تطبیقی و ویدیوآرت تحصیل کرده و این مستند ۷۲ دقیقه‌ای، نخستین تجربه او در ساخت فیلم بلند محسوب می‌شود. او با این اثر، پانورامایی از تاریخ سینمای افغانستان را گشوده که در آن آزمایش‌های هنری با حقایق تاریخی و اسطوره‌های ملی در هم می‌آمیزند.

بخش نسل جشنواره سال ۲۰۱۵

مینه سرگردان

فیلم «مینه سرگردان» (Mina Walking) محصول سال ۲۰۱۴، درامی با سبک شبه‌مستند است که مصائب زندگی در افغانستان جنگ‌زده را از نگاه دختری ۱۲ ساله به تصویر می‌کشد. مینه، نوجوانی پرانرژی و سرکش، بار سنگین خانواده‌ای فروپاشیده را بر دوش دارد؛ مادری که توسط طالبان کشته شده، پدری معتاد و پدربزرگی که دچار زوال عقل است.

او در دنیایی مردسالار، با دست‌فروشی، پخت‌وپز و تهیه آب، چرخ زندگی را می‌چرخاند و در عین حال برای یادگیری حریص است. یوسف برکی، کارگردان اثر، با دوربین خود در خیابان‌های پرآشوب کابل، ایستادگی مینه را در برابر ناملایمات و انتقادهای تند پدرش ثبت کرده است. سازنده این فیلم، یوسف برکی، فیلم‌ساز افغان-کانادایی است که با این اثر توانست نگاهی عمیق و واقع‌گرایانه به لایه‌های پنهان فقر و پیوندهای خانوادگی در کابل معاصر بیندازد. این فیلم در بخش نسل (Generation) در سال ۲۰۱۵ به نمایش درآمد.

یوسف برکی

یوسف برکی، نویسنده و کارگردان افغان-کانادایی، متولد ۱۹۸۹ در کابل است. او تحصیلات تخصصی خود را در رشته تولید و تئوری فیلم در دانشگاه یورک و کالج هامبر تورنتو به پایان رساند و فعالیت هنری‌اش را با ساخت چندین فیلم کوتاه آغاز کرد. باراکی با فیلم فارغ‌التحصیلی خود به نام «کاندیدا» در سال ۲۰۱۲، موفق به کسب جوایز متعددی از جمله جایزه معتبر «نورمن مک‌لارن» برای بهترین فیلم دانشجویی در جشنواره جهانی مونترال شد.

نخستین فیلم بلند او، «مینه سرگردان» (Mina Walking)، حاصل سفرهای او به زادگاهش، افغانستان، و الهام‌گرفته از واقعیت‌های ملموس آنجاست. برکی در آثارش تلاش می‌کند پلی میان آموخته‌های آکادمیک در غرب و ریشه‌های شرقی خود برقرار کند. کارنامه هنری او شامل آثاری چون «سقوط دموکراسی» (۲۰۱۰) و «شکم ترزا» (۲۰۱۱) است که همگی نشان از دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی این فیلم‌ساز جوان در عرصه بین‌المللی دارند.

فیلم‌هایی درباره افغانستان با سازندگان خارجی

فیلم «میده‌گل»: درباره نوجوان مهاجر افغان در ایران 

مستند «َمیدِگُل» (Maydegol) به کارگردانی سروناز علم‌بیگی، محصول مشترک کشورهای ایران، آلمان و فرانسه، در بخش «نسل ۱۴ پلاس» (Generation 14plus) جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ به نمایش درآمد. سروناز علم‌بیگی، هنرمند ایرانی و فارغ‌التحصیل دانشکده هنر و معماری تهران، در این اثر روایتگر زندگی مقتدرانه یک نوجوان مهاجر افغان در ایران است.

«میده‌گل» با پشتکار مثال‌زدنی، علیه افکار سنتی خانواده و فشارهای ناشی از نگاه‌های ضد مهاجرتی، در تلاش است تا به یک قهرمان حرفه‌ای موای تای (Muay Thai) تبدیل شود. او برای تأمین هزینه‌های ورزشی خود، به دور از چشم والدین، شبانه‌روز کار می‌کند. این فیلم تنها یک مستند ورزشی نیست، بلکه آینه‌ای از عصیان نسل زد (Generation Z) و زنان جوانی است که برای به دست آوردن حق آزادی و تغییر سرنوشت تیره‌وتارشان مبارزه می‌کنند. این اثر بار دیگر توانمندی علم‌بیگی را در به تصویر کشیدن مسائل اجتماعی پیچیده به رخ می‌کشد.

میان دو دنیا ۲۰۱۴ در بخش اصلی جشنواره

فیلم «میان دو دنیا» (Zwischen Welten) محصول سال ۲۰۱۴، درامی واقع‌گرایانه است که چالش‌های حضور نیروهای بین‌المللی در افغانستان را به تصویر می‌کشد. داستان حول محور «یسپر»، سرباز ارتش آلمان می‌گردد که علی‌رغم کشته شدن برادرش در این جنگ، بار دیگر برای مأموریت به افغانستان بازمی‌گردد. او و واحدش وظیفه دارند از یک روستای دورافتاده در برابر نفوذ طالبان محافظت کنند.

در این مسیر، «طارق» مترجم جوان افغان، نقش میانجی را میان سربازان و روستاییان ایفا می‌کند. یسپر که میان دستورات سخت‌گیرانه نظامی و واقعیت‌های اخلاقی گرفتار شده، با چالش‌های بزرگی برای جلب اعتماد مردم محلی و شبه‌نظامیان اربکی روبه‌رو می‌شود. زمانی که جان طارق و خواهرش به دلیل همکاری با آلمانی‌ها به خطر می‌افتد، یسپر باید میان وفاداری به ارتش و انسانیت، دست به انتخابی دشوار بزند. فئو آلاداگ، کارگردان فیلم، در این اثر به واکاوی مفاهیمی چون اعتماد، بیگانگی و کرامت انسانی در بستر بوروکراسی نظامی پرداخته است.

در بخش فورم سال ۲۰۱۱

کارخانه رؤیای کابل: زنی با اسلحه و دوربین

مستند «کارخانه رؤیای کابل» (Traumfabrik Kabul) ساخته سباستین هایدینگر، پرتره‌ای متفاوت از صبا سحر است؛ زنی که ۱۸ سال افسر پلیس کابل بوده و هم‌زمان در مقام بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده فعالیت می‌کرد. تم اصلی آثار او، مبارزه با خشونت روزمره علیه زنان افغان است. سحر با واقع‌بینی خیره‌کننده‌ای برای آرمان‌هایش می‌ایستد، حتی اگر این کار به معنای مخالفت آشکار با قوانین خانواده در افغانستان باشد.

در کشوری که حقوق زنان پایمال می‌شود، صبا سحر از سینما به عنوان سلاح برای مقابله استفاده می‌کند. این مستند ۸۲ دقیقه‌ای با نمایش کلیپ‌هایی سرگرم‌کننده از فیلم‌های او (جایی که یک ابرقهرمان زن با فنون رزمی، زنی را از چنگال مردان نجات می‌دهد)، نگاهی امیدبخش به کابل دارد. سباستین هایدینگر، کارگردان آلمانی اثر، با این مستند نشان می‌دهد که سحر اگرچه در واقعیت یک ابرقهرمان نیست، اما قطعاً قهرمانی است که در ویرانه‌های وطنش بذر امید می‌کارد. این فیلم نیز به عنوان محصول مشترک افغانستان و آلمان در بخش فورم سال ۲۰۱۱ جشنواره به نمایش گذاشته شد.

Amal, Hamburg!
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.