بیش از سه سال از تسلط دوبارهی طالبان بر افغانستان میگذرد. در این مدت، زنان و دختران از مشارکت اجتماعی محروم شدهاند، نهادهای آموزشی مستقل تعطیل گردیدهاند و تنوع فرهنگی سرکوب شده است. طالبان در تلاشاند تا کنترل کامل جامعهی افغانستان را به دست گیرند و بکوشند هم در داخل و هم در سطح بینالمللی چهرهای قدرتمند از خود نشان دهند. یکی از ابزارهای اصلی آنها در این مسیر، استفادهی فزاینده از استراتژیهای دیجیتالِ دستکاریشده است.
این استراتژیها اغلب با نامهایی مانند «هدیه پنجشیری»، «سمیه پنجشیری» یا «فرزانه پنجشیری» بهظاهر بیضرر، به صورت آنلاین ظاهر میشوند و در پلتفرم «ایکس» به نشر تبلیغات طالبان میپردازند. این حسابها خود را زنانی از درهی پنجشیر معرفی میکنند؛ منطقهای که بهعنوان آخرین سنگر مقاومت در برابر طالبان شناخته میشود. درست همینجاست که نشانههای دستکاری هماهنگشده نمایان میشود. پنجشیر جایی نیست که با حامیان طالبان، بهویژه زنان حامی طالبان، مرتبط دانسته شود. این ولایت آخرین بخشی از افغانستان بود که در سال ۲۰۲۱، پس از درگیریهای مداوم، بهدست طالبان افتاد. پس چرا بهنظر میرسد که پشتیبانی از طالبانِ تحریمشده در اینجا رو به افزایش است؟
پاسخ در دل ماجرا نهفته است: حسابهایی که ظاهراً پشتیبانی مردمی را نشان میدهند، در واقع بخشی از یک کمپین دیجیتالِ دقیقاً هماهنگشده توسط طالبان هستند. تحقیقات سازمان پژوهشی «کورکتیو»، ۷۸ حساب مشکوک را شناسایی کرده است که نشان میدهد طالبان چگونه موافقت عمومی، هویتها و حتی زبان را جعل میکنند تا گفتمان دیجیتال را بهدست بگیرند. فضای دیجیتال به میدان نبردی تبدیل شده که طالبان بهشکلی هدفمند از آن بهره میبرند.
آغاز تحقیق
این تحقیق در اوایل سال ۲۰۲۵ توسط قیص علمدار، خبرنگار OSINT و بنیانگذار “Intel Focus”، آغاز شد. او با جستوجو در پلتفرم ایکس افغانستان، حسابهایی را شناسایی کرد که رفتار مشابهی داشتند: لحن تصنعی، فعالیت بیشازحد، و اشتراکگذاری محتوای تکراری. پستها اغلب با تصاویر یکسان منتشر میشدند.
هرچند اکثر این پروفایلها عکس داشتند، اما جستوجوی معکوس تصویر (Reverse Image Search) نشان داد که این تصاویر در دسترس عموم هستند. بیش از ۷۰ حساب از نام خانوادگی «پنجشیری» استفاده میکردند و نکتهٔ قابلتوجهتر اینکه بیشتر آنها خود را بهعنوان زن معرفی کرده بودند. در رژیمی که برای زنان توییتکردن را ممنوع میداند، طالبان با خلق شخصیتهای زنانه دیجیتال، پلتفرمها را با محتوای مورد تأیید خود اشباع میکنند.
برخی از این حسابها در کمتر از دو سال، بیش از ۷۰ هزار توییت یعنی روزانه حدود ۱۲۶ توییت، منتشر کردهاند. این رفتار انسانی نیست، بلکه «نویز الگوریتمی» (Algorithmic Noise) است.
نویز الگوریتمی به اختلال یا اطلاعات نادرستی گفته میشود که در نتیجهٔ عملکرد یک الگوریتم ایجاد میشود.
محتوا از ستایش جنگجویان طالبان و تمجید از قوانین حجاب گرفته تا تصاویر طبیعت افغانستان را شامل میشد. اما نکتهٔ مهم این است که این حسابها بهصورت هماهنگ عمل میکردند، گاهی دهها حساب، توییتهایی تقریباً یکسان را با فاصلهٔ چند دقیقه منتشر میکردند.
زمانبندی ایجاد حسابهای جعلی در پلتفرم ایکس
بررسی زمان ایجاد این حسابها نکتهای مهم را نشان میدهد؛ بیش از ۶۰ درصد این حسابها در یک بازه ششماهه، بین پایان ۲۰۲۲ تا آغاز ۲۰۲۳ ساخته شدهاند. این موضوع تصادفی نیست، بلکه نشانهای از یک بسیج هدفمند است.
با اینکه نشانههای رفتاری نشان میدهند این حسابها بهاحتمال زیاد بات هستند، پیوند دادن همه آنها به عملیات هماهنگ طالبان نیاز به شواهد بیشتر دارد. با این حال، تاکتیکهایی که در رژیمهای استبدادی رایج است، در اینجا نیز مشاهده میشود. نخستین گام، جعل هویت است. با استفاده از نامهای مرتبط با منطقه پنجشیر و ایجاد هویتهای زنانه، طالبان تلاش میکنند تصویری از مشارکت و حمایت از سوی همان گروههایی ارائه دهند که در واقعیت آنها را سرکوب میکنند؛ مانند ماسکی دیجیتالی که ماهرانه بر چهره زده شده است.
تصاحب هشتگها
زمانیکه جبهه مقاومت ملی، گروه مسلح مخالف طالبان با پایگاه در پنجشیر، بیانیهای دربارهی حمله به طالبان منتشر کرد، واکنش تنها چند دقیقه بعد آغاز شد. باتها بلافاصله پلتفرم را با پستهایی دربارهی «زیباییهای طبیعی پنجشیر» یا «پروژههای توسعهای» در این ولایت، آنهم با یک هشتگ مشترک، پر کردند.
نتیجه این هماهنگی آن بود که کاربر هنگام جستوجوی واژهی «پنجشیر» به خبر حمله دسترسی نمییافت، بلکه به محتوای ساختگی و انحرافی هدایت میشد. نمونهی دیگر، انتشار هماهنگ پستهای مثبت از سوی باتها تنها چند دقیقه پس از بیانیهی انتقادی جبههی مقاومت بود.
دیکتاتوری دیجیتال
روسیه از اوایل دههی ۲۰۰۰ با استفاده از ترولهای سازمانیافته و هویتهای جعلی تلاش کرد تا در افکار عمومی جهانی تأثیر بگذارد؛ از اظهار نظر در رسانههای غربی و ساخت وبسایتهای تقلیدی گرفته، تا دخالت مستقیم در موضوعاتی مانند واکسنها، انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، جنگ سوریه و بحران لیبیا.
فعالیتهای طالبان اما گام دیگری رو به جلو است. زیرا، اینجا ما با نوعی جنگ دیجیتال روبهرو هستیم که تلفیقی از تبلیغات، دستکاری هویت و تحریکات احساسی برای اثرگذاری بر افکار عمومی داخل و خارج است.
این روش، مفهومی تازه ایجاد کرده؛ «امارت الگوریتمی» یعنی دولتی مجازی که در قلمرو دیجیتال عمل میکند. در این امپراتوری جدید، مشروعیت از طریق انتخابات یا دیپلماسی بهدست نمیآید؛ بلکه از طریق وایرالشدن، گستردگی محتوا و خاموشکردن صدای مخالف حاصل میشود. طالبان با شبیهسازی حمایت محلی توییتبهتوییت، حذف صداهای معترض و دستکاری نتایج جستوجو، افغانستانی را بازنمایی میکنند که با تصویر مطلوب آنها تطابق دارد.
خبرنگار تحقیقی مختار وفایی از “ایندیپندنت فارسی” به کورکتیو میگوید: «در کنار ایجاد رسانههای سنتی و رسمی برای پیشبرد روایت ایدئولوژیک خود، طالبان دهها حساب جعلی در ایکس، تیکتاک، فیسبوک و اینستاگرام ساختهاند.»
وفایی میگوید این حسابها هدفمند برای بدنامکردن منتقدان و مخالفان طالبان بهویژه خبرنگاران مستقل استفاده میشوند. بسیاری از این پروفایلها بهدروغ خود را از اقوام یا مناطقی معرفی میکنند که بیشترین مقاومت را مانند پنجشیر، بدخشان، پروان، بلخ و کاپیسا در برابر طالبان داشتهاند.
به گفته او، این باتها همچنین اخبار ساختگی درباره فرمانهای ملا هبتالله، رهبر طالبان را همراه با لوگوی رسانههای رسمی منتشر میکنند تا حمایت عمومی جلب کنند. یکی از تاکتیکهای مکرر دیگر نیز استفاده از نامهای زنانه برای پروفایلها است. وفایی تأکید میکند: «این کار برای توجیه و نرمکردن چهره ضدزن طالبان انجام میشود.»
هویت دیجیتال متناقض
این یک تناقض آشکار است: رژیمی که زنان و مخالفان سیاسی را در زندگی واقعی سرکوب میکند، فضاهای دیجیتالی خلق میکند که گویا از آزادی بیان دفاع میکنند. هویتهای دیجیتال آزادانه از آرزوها و امیدها سخن میگویند، اما همگی در خدمت طالبان. این حسابها – چه از ایدههای انقلابی بگویند، چه به انتقاد از غرب پاسخ دهند – بخشی از یک استراتژی آنلاین پیچیدهاند. هدف آنها پنهانکردن واقعیت پیچیده افغانستان با روایتهای مهندسیشده و دادهمحور است. این تنها فریبکاری نیست؛ بلکه جنگی اطلاعاتی است که با هدف بازتعریف افکار عمومی و مشروعیت سیاسی پیش میرود.
پیامدهایی فراتر از افغانستان
در حالی که رژیمهای استبدادی سناریوهای دیجیتال خود را گسترش میدهند، خطر برای دموکراسیها نیز افزایش مییابد. از آمریکا تا اروپا، کمپینهای اطلاعات نادرست و روایتهای ساختهشده توسط باتها، فرایندهای دموکراتیک را تهدید و اعتماد عمومی را تضعیف میکنند. این تهدید که با سرعت در حال گسترش است، نشان میدهد کشورهای دموکراتیک از جمله آلمان نیاز به سازوکارهای دفاع دیجیتال دارند. زیرا این نوع عملیاتهای هدفمند در این کشورها نیز دیگر نادر نیستند.
پرسش اینجاست: آیا پلتفرمهای اجتماعی و دولتها آمادگی مقابله با این نوع دستکاریهای پیچیده را دارند، یا ناآگاهانه به صداهای ساختگی الگوریتمی اجازه دادهاند که گفتمان دیجیتال را در اختیار بگیرند و اقتدارگرایی را تقویت کنند؟
