بعد از حمله نژادپرستانه ۲۰۲۰ در هانائو همه چیز تغییر کرده است. شمعهای زیادی در محلات یادبود روشن و خاموش شدند و براساس دادهها، خانوادههای قربانیان ساعات زیادی را برای مراسم گرامیداشت رفتگان و حمایت از بازماندهها صرف کردند.
یکی از بازمانگان که برای دعا کردن در روز یادبود ۱۹ فبروی همراه با همسرش آمده بود، گفت: «ما هنوز هم درد میکشیم.» پس از دعا کردن، تصویر پسرش که زیر باران خیس شده بود را پاک کرد و در نهایت محل را ترک نمود.
در نزدیکی یکی از نقاط یادبود که قبلاً شیشهبار بود، گل و شمعهای زیادی گذاشته شدهاست. این شیشهبار که به مدت پنج سال و شش ماه بسته بود، اکنون بروی مشتریان باز شده و به عنوان بارمشروبات فعالیت میکند.
سلمان، اهل کرد و یکی از کارکنان این بار، مرا پس از باز کردن قفل داخل اجازه داد تا کمی با او صحبت کنم. به گفته سلمان، از پنج ماه به اینسو، مالک جدید این مغازه را خریداری کرده است. به گفته او، مالک اول که کمی بالاتر صاحب یک مغازه دیگر است، دوست ندارد حتی یک لحظه داخل این بار شود.
سلمان از پنج ماه به اینسو در این بار کار میکند و داستانهای زیادی را درباره روز حادثه از مشتریان شنیده است. در حالی که صحبت میکرد، با دستش سوراخی روی میز را نشان داد که از مرمی باقی مانده بود: «این سوراخ همیشه یادآور کشته شدن یک تن روی این میز است.»
سپس در لبه در مغازه نیز یک سوراخ را نشان داد که جای مرمی بوده و نشانه قرمزی که پلیس برای مشخص کردن آن گذاشته هنوز دیده میشود.
او ادامه داد: «همه اینها نشانی از آن حمله است.» وقتی پرسیدم آیا هنوز از کار در این مغازه ترس دارد، گفت: نه خیلی. به گفته او، برای احتیاط در را میبندند و پس از دیدن مشتری و اطمینان، در را باز میکند.
در همین حال، آندریاس کوهنل، مربی ارشد مدرسه هوهنلندشول، با دانشآموزان جوان، روی برنامههای آگاهیدهی کار میکند. او همراه با چند تن از این دانشآموزان به محل یادبود آمده و کتابی با پوش سیاه و نوشتههای طلایی در دست دارد که ظاهراً معلوماتی جمع آوری شده در باره همین حادثه است. این مربی جوان پس از گذاشتن گل در محل یادبود، درباره همدیگرپذیری و مبارزه با نژادپرستی سخن میگوید.
او میگوید: «ما هر سال به اینجا میآییم. چه باران ببارد و چه آفتابی باشد. میخواهیم کسانی را که بیمعنا از زندگی ما گرفته شدند، به یاد بیاوریم و نشان دهیم که جامعه ما هنوز برای مبارزه با نژادپرستی راه درازی در پیش دارد.
قابل ذکر است که مهاجم این حمله، Tobias Rathjen، پیشتر دانشآموز همین مدرسه بود. آندریاس میگوید سه سال پس از این حادثه کارش را در این مدرسه آغاز کرده است: «خوشحالم که در آنزمان اینجا نبودم.»
فضا مراسم یادبود بیشتر سیاسی بود
ششمین مراسم یادبود در «هانائو زیر نام هانائو در همه جا است» در یک روز بارانی و سر برگزار شد. جمعیت زیادی از باشندهها، اقارب قربانیان، سیاستمداران و دانشآموزان در آن حضور داشتند. مسیرهای منتهی به محل مراسم از چهار طرف توسط پلیس مسدود و تحت نظارت بود.
سرشهردار هانائو، کلاوس کامینسکی (SPD)، نیز در ششمین مراسم یادبود حمله نژادپرستانه هانائو اشتراک کرد و دقایقی طولانی برای ادای احترام در سکوت ایستاد و تنها به محلی که گلها و شمعها گذاشته شده بود، رفت. او در سخنان خود به وحشت آن روز اشاره کرد: «وقتی امروز ششمین سالگرد آن روز را به یاد میآوریم، همچنان ترس و وحشت آن روز در وجودمان جاری است. بهطور کلی، اگر این روز را بهعنوان یک روز توقف و تأمل نگاه کنیم، هنوز در مبارزه با افراطگرایی، بهویژه راستگرایی افراطی، پیشرفت واقعی نداشتهایم. هرچند، باید تأکید کرد که از این روز در هانائو دستاوردهای خوبی نیز به وجود آمده است.»
به گفته کلاوس، مبارزه با راستگرایی افراطی، تروریسم اسلامی، تلاش برای دموکراسی و احترام در روابط اجتماعی، در قالب ابتکارات متعدد، دستاوردهایی است که طی این چند سال حاصل شده است: «ما در حال ایجاد مرکز دموکراسی و تنوع هستیم و مکانی برای ۱۹ فبروری با بنای یادبود مناسب طراحی میکنیم.»
در کنار جاده با یک راننده تاکسی صحبت میکنم که سالها در هانائو کار کرده است. او شوکی را که در آن روز و پس از حادثه باشندهها تجربه کرده بودند، به یاد میآورد و میگوید هانائو بهکلی تغییر کرده و مردم هنوز هم درباره آن روز صحبت میکنند.
با مردی دیگری که حدود ۳۵ سال عمر دارد و ظاهراً خانواده یکی از قربانیان را در روز ششمین یادبود همراهی میکند هم صحبت شدم. در حالیکه دستهگلی رز سرخ و چند عدد شمع را بدست داشت گفت: «وقتی از کنار محل تیراندازی میگذرم، آنروز را در ذهنم مرور میکنم، احساس عجیبی دارم؛ مثلاً اینکه این جوانان زمانی زنده بودند و در همین شهر زندگی میکردند.»






