روز من، مانند روز بسیاری از والدین شاغل، پیش از شروع کار رسمی آغاز میشود. آمادهکردن کودکان، هماهنگی زمانها و تلاش برای شروع آرام روز، بخشی از روتین روزانه است. سالهاست پارهوقت کار میکنم؛ نه بهعنوان انتخابی راحت، بلکه بهعنوان مدلی عملی برای ترکیب کار و مسئولیت خانوادگی. تجربه من نشان میدهد که در خانوادههایی که یکی از والدین تماموقت کار میکند، پارهوقتبودن والد دیگر اغلب تصمیمی عقلانی برای حفظ ثبات روزمره است.
کودکان به محیطی قابل پیشبینی و کمتنش نیاز دارند. این نیاز صرفاً با حضور در مراکز مراقبتی برآورده نمیشود و به زمان در فضای خانه وابسته است. در خانوادههای مهاجر، که با فشارهای ساختاری و روانی بیشتری روبهرو هستند، اهمیت این زمان دوچندان میشود. ترکیب این شرایط با کار تماموقت برای هر دو والد، در بسیاری از موارد به فرسودگی منجر میشود.
برای من، کار پارهوقت به معنای خروج از بازار کار نیست. این مدل امکان داده هم مشارکت شغلی حفظ شود و هم مسئولیتهای خانوادگی مدیریت شود. دقیقاً از همین زاویه است که بحث اخیر درباره محدودکردن حق قانونی کار پارهوقت در آلمان، دیگر صرفاً یک مناظره اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً به واقعیت زندگی خانوادهها مربوط میشود.
پیشنهاد CDU و استدلال کمبود نیروی متخصص
جرقه این بحث را پیشنهاد جناح اقتصادی حزب دموکراتمسیحی آلمان (CDU) زد؛ پیشنهادی که میخواهد حق قانونی کار پارهوقت تنها در صورت وجود «دلایل خاص» مانند تربیت کودک، مراقبت از بستگان یا آموزش حرفهای حفظ شود و نه بهعنوان یک انتخاب آزاد برای سبک زندگی.
استدلال اصلی این جناح، کمبود نیروی متخصص است. به گفته آنها، آلمان با بحران نیروی کار روبهروست و افزایش پارهوقتکاری، بهویژه پارهوقت داوطلبانه، فشار بیشتری بر اقتصاد و نظامهای تأمین اجتماعی وارد میکند. گیتا کانِمان، رئیس انجمن شرکتهای کوچک و متوسط تجاری اتحادیه (CDU/CSU) گفته است: «کسی که میتواند بیشتر کار کند، باید بیشتر کار کند» و تأکید کرده که حمایتهای اجتماعی نباید به رویهای همیشگی برای پارهوقتها بدل شود.
آمارها چه میگویند؟
اما نگاهی دقیقتر به آمارها تصویر پیچیدهتری نشان میدهد. طبق دادههای مؤسسه تحقیقات بازار کار و مشاغل (IAB)، سهم اشتغال پارهوقت در سهماهه سوم سال ۲۰۲۵ به ۴۰٫۱ درصد رسیده است. با این حال، IAB تأکید میکند که این افزایش به کاهش حجم کلی کار منجر نشده، زیرا پارهوقتکاران امروز ساعات بیشتری نسبت به گذشته کار میکنند و میانگین آن به حدود ۱۸ ساعت در هفته رسیده است. افزون بر این، رشد اشتغال عمدتاً در بخشهایی مانند سلامت، خدمات اجتماعی و آموزش رخ داده؛ حوزههایی که بهطور سنتی سهم بالایی از پارهوقت دارند. همزمان، اشتغال در صنعت تولیدی با سهم بالای تماموقت کاهش یافته است.
آمار اداره فدرال آمار نیز نشان میدهد که در سال ۲۰۲۴، ۲۹ درصد از شاغلان آلمان پارهوقت کار میکردند؛ تقریباً نیمی از زنان در برابر تنها ۱۲ درصد مردان. این ارقام نشان میدهد که پارهوقت هنوز هم عمدتاً به زنان مربوط میشود. در عین حال، هر هفده نفر از پارهوقتکاران گفتهاند که تمایل به کار تماموقت دارند اما امکان آن را پیدا نکردهاند که بیشتر به دلیل نبود فرصت شغلی مناسب یا مسئولیتهای خانوادگی بودهاست.
انتقادها از درون حزب CDU
انتقادها به طرح جدید CDU تنها از سوی احزاب مخالف نیست. حتی در درون این حزب نیز هشدارهایی شنیده میشود. دنیس رادتکه، رئیس اتحادیه کارگران و جناح اجتماعی حزب دموکراتمسیحی آلمان گفته است محدود کردن حق پارهوقت، «مسئله را از سمت اشتباه حل میکند»، و بسیاری از شاغلان پارهوقت این وضعیت را یک «تله» میبینند. رادتکه تأکید کرده است که بدون بهبود شرایط مراقبت از کودک و سالمند، بازگشت به کار تماموقت برای این افراد ممکن نیست.
از نگاه یک مادر شاغل، این بحث فقط به ساعتهای کاری محدود نمیشود؛ مسئله اصلی امکان انتخاب واقعی است. اگر مهدکودکها توسعه پیدا نکنند، نظام مالیاتی اصلاح نشود و فشار بر خانوادهها کاهش نیابد، محدود کردن حق پارهوقت میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. افزایش مشارکت نیروی کار تنها با اجبار حاصل نمیشود، بلکه با فراهم کردن شرایط انسانی و پایدار ممکن است.
Foto: Canva Pro
