«مصاحبه با هنرمند: «سیاست ممکن است ویرانگر باشد ولی پرچم هنر بالا است
21. ژانویه 2026

«مصاحبه با هنرمند: «سیاست ممکن است ویرانگر باشد ولی پرچم هنر بالا است

با منیره نوری در فیسبوک آشنا شدم، و داستان موفقیت‌هایش به عنوان هنرمند نقاش مقیم آلمان با شیوه و سبکی متفاوت و جذاب را در قالب مصاحبه‌ای که با او انجام دادم؛ ‌برای‌تان نگاشته‌ام. او نه تنها در زمینه هنر و نقاشی بل، در عرصه ادبیات و شعرهم دستی دارد و از همه جالب‌تر،آثار نقاشی‌ او منحصر‌به فرد، تحسین‌برانگیز و خلاقانه است.

مصاحبه با هنرمند

Monira Nori Art

او اهل افغانستان است و سه‌سال می‌شود آلمان زندگی می‌کند. در کُل ولی، بیست‌وپنج سال است، درغربت و بیرون از افغانستان به سرمی‌برد.

از او خواستم ضمن معرفی کوتاه‌اش بگوید چند سال است به عنوان هنرمند فعالیت دارد و گرایش هنری‌اش در چه بخشی است و درهنرش چه سبکی را دنبال می‌کند؟

منیره گفت: فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی عُمران از دانشگاه (سیتی) لندن است. فعالیت‌های هنری‌اش را از دوران مکتب آغاز کرده؛ اما به دلیل دوران تحصیلی چهار‌ساله‌اش در دانشگاه، کارهای هنری‌اش مدتی با وقفه همراه شده است. ولی از سال ۲۰۱۸ به‌صورت هدفمند و جدی، مسیرهنری خود را از نو آغاز کرده‌است.

پرسیدم چند وقت است آلمان زندگی می‌کند و قبلا کجا و به چه کاری مشغول بوده است؟

او گفت: نزدیک به سه سال است آلمان زندگی می‌کند و پیش از‌آن، به مدت بیست‌ و‌دو سال ساکن لندن بوده؛ شهری که در آن مکتب و دانشگاه را به پایان رسانده و فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش را آغاز کرده است.

از او در مورد نقاشی های منحصر به فردش پرسیدم؛ گفتم: کارهایش چه پیامی دارند؟ محور‌اصلی این نگاه‌هنری روی چه موضوعی می‌چرخد؟

او این چنین بیان کرد که: ” کارهای هنری من بر یک موضوع یا سبک مشخص متمرکز نیست و همواره کوشیده‌ام خود را در چهارچوب خاصی در نقاشی محدود نکنم. در آثارم تلاش کرده‌ام ذهن مخاطب را درگیر کنم، به‌گونه‌ای که خود را بخشی از اثر بداند و با آن ارتباطی درونی برقرار کند. آثار من با استفاده از مواد و تکنیک‌های متنوعی خلق شده‌اند و از سال ۲۰۱۸ به‌طور جدی به خلق آثار دیجیتال روی آورده‌ام”.

آغاز پروژه ای با نام؛ ( زندگی با هوش مصنوعی):

او بحث در مورد کارهای جدید‌اش را این گونه ادامه داد که: ” به‌تازگی پروژه‌ای را با عنوان «زندگی با هوش مصنوعی» آغاز کرده‌ام؛ مجموعه‌ای که همچون سفری از اعماق تاریخ تا عصر مدرن شکل گرفته است. این پروژه با نگاهی به دیدگاه کلاسیک و تاریخی انسان آغاز می‌شود و به تدریج به نقطه‌ای می‌رسد که هوش مصنوعی به عرصه‌ی علم و زندگی بشر نفوذ می‌کند. هدفم به تصویر کشیدن مواجهه‌ی انسان با این پدیده‌ی نوین است. در آغاز مجموعه، از تصاویری با فضایی فرازمینی بهره گرفته‌ام و در پایان، اثر را با تصویر دو انسان در کنار «درخت معرفت» به پایان رسانده‌ام.

مصاحبه با هنرمند

Monira Nori Art

در آثار پیشین و کنونی‌ام، بیشتر به مفاهیمی چون «مرگ» و «گذر زمان» و «دید سنتی ما به ادیان» پرداخته‌ام؛ که الهام گرفته از مفاهیمی است که محور اصلی رباعیات خیام را شکل می‌دهند. علاوه بر این، شماری از نقاشی‌هایم رویکردی اعتراضی دارند و به مسائل روز جامعه می‌پردازند “.

وضعیت دیاسپورای هنراز دیدگاه هنرمند:

پرسیدم وضعیت هُنر و یا دیاسپورای هُنر افغانستان را چگونه ارزیابی میکند؟ او به این سوالم اینگونه پاسخ داد:

” وقتی این پرسش از فردی که در این حوزه فعال است مطرح می‌شود، تصویر درخشانی که بی‌درنگ در ذهن شکل می‌گیرد، خواستِ جهانی‌شدن هنر سرزمین‌اش است؛ همان‌گونه که هنرمندان بزرگی در غرب و شرق، مسیر تاریخ هنر را دگرگون کرده‌اند. من چنین مسئولیتی را برای هر کسی که قدم در راه هنر می‌گذارد، قائلم. هنرمند باید همواره آن مرزهای به‌ظاهر دست‌نیافتنی را نه در توهم، بلکه در حقیقت جست‌وجو کند و در قبال اثر و تأثیراش خود مسئول باشد. او با دیدی انتقادی حرف‌اش را این‌گونه ادامه داد:

” در برابر کسانی که خون‌دل می‌خورند تا هویت درخشان یک عصر کُهن ـ که خود دستاوردی عظیم در تاریخ هنر بوده است ـ را حفظ کنند و همواره کوشیده‌اند که با نوآوری در سبک‌های کهن؛ هنری جدید خلق کنند، گروهی دیگر نیز هستند که بدون انسجام و تداوم، گاه‌به‌گاه آثاری خلق می‌کنند. این تلاش‌ها قابل احترام است، اما از نگاه من هنر باید همچون تُندر یا آبشاری بی‌وقفه جاری باشد؛ استمرار داشته باشد تا بتواند جریان‌ساز شود. دست‌کم در میان جوانانی که من با آثارشان آشنا شده‌ام، آن اِلمان‌های ویژه و جدی را کمتر می‌بینم؛ عناصری که نشان دهد هنرمند نسبت به مسیر خود آگاهی عمیق دارد” .

الزام استفاده از اینترنت بصورت منطقی و کارا: 

گفتم: من برخی کارهای هنری‌ات را از شبکه‌های اجتماعی مشاهده کردم، آیا در زمانی که سانسور و محدود کردن دسترسی به اینترنت، اهرُم فشار حکومت‌های دیکتاتور بر شهروندان است، استفاده درست از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی چقدر می‌تواند موثر باشد؟

او در این باره افزود:

” ما در جهانی زندگی می‌کنیم که شبکه‌های اجتماعی به یکی از مؤثرترین ابزارهای مبارزه علیه ظلم و دیکتاتوری بدل شده‌اند. بنابراین وظیفه ماست که تا حد امکان از این فضا بهره ببریم. همه ما شاهد بوده‌ایم که چگونه در کشورهای غربی و دیگر نقاط جهان، قوانین اجتماعی و سیاسی تحت تأثیر آگاهی عمومی تغییر کرده‌اند و مردم نقش تعیین‌کننده‌ای در رد یا تصویب آن‌ها داشته‌اند. پس چرا ما خود را به آن سطح از دانایی نرسانیم و برای برچیدن بنیان ظلم تلاش نکنیم؟

در شرایط کنونی، بیش از نیمی از جامعه در افغانستان درگیر فقر و گرسنگی است؛ مردمی که برای تأمین ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین نیاز انسانی، یعنی غذا، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از چنین مردمی نمی‌شود انتظار مبارزه داشت. از همین‌رو، خطاب من به جوانانی است که در کشورهای آزاد زندگی می‌کنند؛ جوانانی که به اینترنت، امنیت نسبی و آزادی بیان دسترسی دارند. خواست من این است که وقت و انرژی خود را صرف انتقام‌جویی و تفرقه‌افکنی نکنند، بلکه آن را به مبارزات مدنی آگاهانه اختصاص دهند.

در همین حال، امروز بیش از هر زمان دیگری باید در کنار زنانی ایستاد که در این شرایط بحرانی، عملاً از عرصه عمومی حذف شده‌اند. این وضعیت نباید توسط رژیم مستبد کنونی عادی‌سازی شود. سکوت، همان چیزی است که ظلم را ماندگار می‌کند. من امیدوارم کسانی که به اینترنت و رسانه دسترسی دارند، مرزهای سانسور را بشکنند؛ صریح، بی‌پرده و مسئولانه در تجمعات اعتراضی حضور یابند و اجازه ندهند حذف سیستماتیک زنان به یک امر عادی بدل شود.

آیا هنرمی‌تواند درد غربت را تسکین دهد؟

پرسیدم: آیا می‌توان دردهای ناشی از دوری، مشکلات زندگی و روند پیچیده هم‌گرایی در کشوری با فرهنگ و زبانی متفاوت را با هنر اندکی تسکین داد؟

او به این باور است: ” بی‌تردید هنر زبانی به معنای متعارف ندارد. زبان هنر، رنگ و فُرم است و پل ارتباطی آن میان انسان‌ها، احساس. یعنی آنچه از ژرفای روح هنرمند می‌جوشد و به چشم و قلب مخاطب منتقل می‌شود. به باور من، اگر پدیده‌ای در زندگی بشر قادر باشد ماهیت پلیدی و ظلمت را دگرگون کند، آن پدیده چیزی جز هنر نیست؛ زیرا هنر در ذات خود، نقطه‌ی مقابل سیاست قرار می‌گیرد. آنچه سیاست را می‌آشوبد، زیبایی است؛ چرا که خلقت از آغاز با زیبایی سرشته شده است. جهت آگاهی عزیزان باید یادآوری کنم که، در تاریخ اندیشه، بسیار درباره هنر و ویژگی‌های آن از زبان چهره‌های تأثیرگذار سخن گفته شده، اما شاید تاریخ‌ساز‌ترینِ این دیدگاه‌ها نقد متعلق به افلاطون باشد. او هنر را امری تخیلی و غیر واقعی می‌دانست و بر این باور بود که هنرمند، احساسات توهم‌ساز را بر عقل برتری می‌دهد؛ از همین رو، هنرمند را از جامعه‌ی آرمانی خود حذف می‌کند. اما اگر نگاهی به سیر تکاملی بشر بیندازیم، درمی‌یابیم که بخش بزرگی از فضیلت‌های اخلاقی، نه از مسیر سیاست، بلکه به‌ واسطه‌ی ابزارهایی چون هنر برانگیخته شده‌اند. میان اخلاق و زیبایی مرز روشنی وجود ندارد؛ انسانی که زیبایی را ببیند و خیر را درک کند، بی‌تردید از احساسات زیباشناسانه‌ای برخوردار خواهد بود که او را از رذایل اخلاقی دور می‌سازد. درست در نقطه‌ی مقابل آنچه در سیاست مشاهده می‌کنیم. اما این پرسش که آیا هنر توان تسکین دردِ دوری از وطن را دارد یا نه؛ پاسخ من بی‌تردید مثبت است. هنگامی که مخاطب، آوارگی‌اش را در یک اثر هنری از یک هنرمند هم‌وطن می‌بیند، در حقیقت نیمی از وجود خود را در آن اثر بازمی‌یابد؛ نیمی از قلبش را که آن‌سوی مرزها جا گذاشته بود. من باور دارم هنر باید در سطحی آفریده شود که بتواند چنین احساسی را در مخاطب بیدار کند؛ احساسی که هم تسکین است و هم یادآور، هم درد است و هم پیوند”.

کلام آخر:

گفتم :حرف آخرش در این قسمت از مصاحبه چیست، چه پیامی دوست دارد به مخاطب بدهد؟

مصاحبه با هنرمند

Foto: Monira Nori

او افزود: ” نکته‌ای که همواره خواسته‌ام به گوش هنرمندان برسانم این است که پیوند خوردن زندگی ما با جنگ، حقیقتی انکارناپذیراست و نشان‌دادن چهره زشت آن به جهان ضرورتی تاریخی دارد. اما اگر در کناراین دغدغه، مطالعه تاریخ هنر و شناخت هنرمندان بزرگ را نادیده بگیریم و صاحب زبان و سبک مشخصی نباشیم، درک ما از هنر دچار خدشه می‌شود. گاه گفته می‌شود که سبک‌های دیگر، توان اعتراضی اثر را کاهش می‌دهند؛ در حالی که من معتقدم سمبولیسم را می‌توان در هر سبکی به‌عنوان ابزاری برای اعتراض به کار گرفت.

امید من این است که هنرمند، هنگام ورود به این بحر بی‌کران، انسانی آگاه و باسواد باشد؛ کسی که دقیقاً بداند اثرش چه واکنشی در جامعه برمی‌انگیزد و چه پیامدی به‌همراه خواهد داشت. در غیر این صورت، آنچه با نام هنر تولید می‌شود، بیش از هر چیز به سرگرمی‌ای شخصی فروکاسته خواهد شد.

در پایان، می‌خواهم این نکته را به همه‌ی هنرمندان یادآوری کنم که هرچقدر سیاست خونین و ویرانگر باشد، پرچم هنر همواره بالاست. ما در میدان خواهیم ماند؛ تا زمانی که سیاست به‌طور کامل از سفره‌ی جلادان تاریخ حذف شود و مبارزه برای انسانیت به ثمر بنشیند.

پایان قسمت اول: (هنر نقاشی)

Amal, Hamburg!
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.