30. اکتبر 2019

مصائب شیرین مشاغل

هر شغلی سختی‌های خودش را دارد. ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خودش را دارد. بعضی از شغل‌ها اما از آن‌چه به‌نظر می‌رسند هم پیچیده‌ترند.

ماکنوس آتشنشان است. تخصص او در زمینه غواصی آتشنشانی است. او سی سال دارد و ده سالی می‌شود که در این شغل کار می‌کند. او ابتدا اَوسبیلدونگ یک سال و نیمه غواصی را گذراند؛ بعد هم یک اَوسبیلدونگ ۳ ساله تخصصی برای آمادگی در مواقع اورژانسی. البته تمام این دوره‌های اَوسبیلدونگ توسط دولت پرداخت می‌شوند. چرا که در پایان این دوره، فرد توسط دولت استخدام می‌شود. ماکنوس حدود ۲۵۰۰ یورو به صورت نتو (خالص) درآمد دارد. اما در بعضی شغل‌ها، درآمد مالی نمی‌تواند تصویر واضحی از کاری که انتظارش را دارید به دست دهد. بهترین راه برای شناختن برخی از مشاغل، شنیدن داستان‌هایی است که افراد در زندگی روزمره با آن رو به رو می‌شوند.

از ماکنوس می‌پرسم:

  • – پس شما آتش‌هایی را که وسط آب باشند، خاموش می‌کنید؟

+ آنها را هم خاموش می‌کنیم. اما بیشتر وظیفه ما نجات غریق، یافتن اجساد، ماشین‌هایی که در آب سقوط کرده‌اند و چیزهایی از این دست هستند.

  • – تا حالا در آب مرده پیدا کرده‌ای؟

+ زیاد پیش می‌آید. به خاطر شفاف نبودن آب، ما خیلی وقت‌ها از فاصله چند متری چیزی نمی‌بینیم. برای همین گاهی اجساد را از فاصله نیم متری می‌بینیم. عجیب آنجاست که جسد در آب تکان می‌خورد. پس ناگهان در آب می‌بینی که یک جسد با چشم و دهان باز در فاصله نیم متری‌ات در حال تکان خوردن است.

  • – دیدن مرده در آن حال ترسناک نیست؟

+ بعد از مدتی ترس دیدن مرده از بین می‌رود. همچنین مفهوم مرگ برای من تغییر کرده، دیگر ترسی ندارد. من مرگ را به عنوان عامل منفی نمی‌بینم. برایم بخشی از زندگی است. اما چیزی که ترسناک است ویران شدن اطرافیان شخص در آن لحظه است. دیدن این‌که خانواده فرد در چه وضعیتی قرار گرفته‌اند واقعاً سخت است. به خصوص اگر فرد خودکشی کرده باشد. در آن لحظات، به خانواده و روابط خودم فکر می‌کنم و اینکه زندگی چقدر کوتاه است.

  • – این روزها چه شکل از خودکشی بیشتر از همه معمول شده؟
  • + خیلی معمول است که فردی بر لبه پل می‌ایستد و با داد و فریاد تهدید به خودکشی می‌کند. گاهی هم می‌پرد. اما این‌ها همه‌اش برای جلب توجه است. راه‌های زیاد دیگری هم وجود دارند در سکوت.
  • – تاثیرگذارترین تجربه‌تان در رابطه با خودکشی چه بوده؟
  •  + گزارش‌های خودکشی همیشه دردناک‌اند. یکی از همکارانم یک مورد گزارش خودکشی داشت. درِ خانه‌ی زن را می‌شکند و می‌بیند مادر و دختر ۷ ساله‌اش هردو حلق‌آویز شده‌اند. مادر اول دخترش را حلق آویز می‌کند بعد خودش را. در برخی از موارد خودکشی، فرد سعی دارد دیگران را هم با خودش به آن دنیا ببرد. همکارم پس از دیدن آن وضعیت، برای چندماه کاملاً مریض بود.

یادم می‌آید فردی بود که در گالن‌های بزرگ، بنزین ریخته بود، آماده انفجار در سه طبقه‌ی یک ساختمان مسکونی، که به ترتیب منفجر شوند. خوشبختانه ما از بوی بنزین در واحدهای دیگر احتمال خرابکاری دادیم و به موقع بنزین‌های آماده انفجار را تخلیه کردیم. به کسی آسیبی نرسید.

  • – خودکشی در چه سنی معمول‌تر است؟

+  واقعاً عجیب است اما در هر سنی می‌توانی ببینی. اما هرچه جوان‌تر بیشتر. گاهی وقت‌ها خودکشی با گاز CO2 است. پسر جوانی بود که می‌خواست خودش را در خاموشی با گاز خفه کند. متاسفانه گاز به طبقات دیگر هم نشت کرده بود و دو خانواده دیگر هم درهمان ساختمان با او از دنیا رفتند.

اما همه خودکشی‌ها این‌طور نیستند. گاهی افراد بسیار مهربان و محترمانه نامه می‌نویسند برایمان و روی در می‌چسبانند. مثلاً می‌گویند: “لطفاً نترسید! من خودکشی کرده‌ام. آمادگی دیدن یک جسد را داشته باشید.” ماده سمی وجود دارد که در صورت لمس شدن از طریق پوست جذب می‌شود و به سرعت باعث مرگ می‌شود. فردی هم روی در نوشته بود: “هی رفقا! من با ماده سمی خودکشی کردم. لطفاً حواستان باشد به مواد روی میزم دست نزنید، کشنده است. خداحافظ!”

  • – تا حالا شده به موقع کسی را از خودکشی نجات دهید و بعد ازتان شاکی باشد که چرا نجاتم دادید؟

+ یک‌بار فردی در یک سطح خیلی شیب‌دار با یک دست آویزان بود و به حالت معلقی مانده بود. پایین پای او هم رودخانه شدید جریان داشت. وضعیت بسیار خطرناکی بود. به سختی و کمک طناب او را نجات دادیم. اما او به محض این‌که پایش روی زمین رسید شروع کرد به داد و بیداد که چرا مرا بیدار کردید. من خواب بودم!

  • – با این همه سختی‌هایی که با آن رو به رو می‌شوی، چرا این شغل را انتخاب کردی؟

+ هرشغلی سختی‌های خودش را دارد. برای من نشستن هشت ساعت هر روز پشت میز، ازهرچیز دیگر سخت تر است. از سوی دیگر من عاشق کمک کردن به دیگران هستم. حالا که می‌توانم به دیگران کمک کنم و در ازای آن درآمد داشته باشم، خیلی هم راضی‌ام!

Aora Helmzadeh

Photo by 余 平锋 on Unsplash

s